گفتن داستان خود بگذارید

1:17 PM
توسط TerryG

من در بزرگراه از عشق هستم

من گیر کرده. بیمار، خسته نیست، فقط رفتن را در ذهن من به عقب است.

پزشک من روانی در پایان یک حزب متوقف دیروز، و به من گفت من مربوط به یک مسیر انحرافی را طی. امروز. من کاملا به یاد داشته باشید کلمات دقیق او استفاده می شود، اما چیزی در امتداد خط "در حال حاضر شما پایین 405 بود، و شما را به یک مسیر انحرافی را طی می دارید، و سپس شما باید تصمیم بگیرند چه شما می خواهید با زندگی خود را انجام دهد. "

و سپس ناپدید شد.

درست است. بنابراین یک بخشی از من می بیند فقط امکانات در این سناریو - وای، انتخاب، چیزهای جدید، جاده های جدید، جدید .... و سپس به بخش دیگری - صدای موجود وهمی برای مطمئن خیس - فریاد می زند، با رها کردن کفش دیگر! هر لحظه در حال حاضر! مراقب سقوط کفش! و من دور و برم نگاه furtively، در جستجوی هر ماشینی که رد میشود، هر کسی که می گذرد، هر کلمه که می گذرد توسط، سرنخ. یک نشانه است. فاجعه قریب الوقوع است.

من سه انتخاب. یکی از من می توانید تماس بگیرید تا این پزشک و از آنها بخواهید برای روشن شدن. اما، من می دانم، هیچ چیز او می گوید این واقعیت که من باید یکی از دو انتخاب دیگر را تغییر دهید.

دو، می تواند در ترس غوطه ور شده و سعی می کنم بسیار مراقب و مواظب و مراقب باشند، تجزیه و تحلیل هر چیزی که نشان می دهد تا در زندگی من در هر دقیقه، و فراموش من واقعا زنده است و زنده است.

سه، من می توانم انتخاب از امکانات را انتخاب کنید. من می توانم - بدون در نظر گرفتن روانی دیده است و یا می داند، بدون در نظر گرفتن و یا آنچه او فکر می کند، و یا حتی بیشتر عمیق، صرف نظر از آنچه من فکر می کنم - هر ماشین که می گذرد، هر فرد بگذرد، هر کلمه ای که از آنچه او می گوید: بگذرد به عنوان یک مسیر انحرافی را طی "را به یک امکان جدید است.

و، اگر من را شماره سه را انتخاب، من بهتر است آنچه که من دارم خودم را از وارد شدن به - این امکان جدید ممکن است به یکی دیگر از مسیر انحرافی را طی منجر شود، به احتمال دیگر، به دیگری، و دیگری، که در آن گزینه های بی پایان هستند.

من ترس اینکه گیر یا گم شدن؟

آیا این که من واقعا تا برخی می توانید انتخاب کنید حق در هر زمان، یا، آیا واقعا مهم نیست که اگر من انتخاب می کنم هر بار؟

تعداد زیادی از سوالات، و گاهی اوقات پاسخ این است: "من نمی دانم نیست،" و یا "هیچ یک از موارد فوق است."

پس چگونه من می دانم که چه باید بکنید و کجا بروید و به چه فکر کنم؟ و چگونه ذهن من از مسابقه به جای ترس از جریان به امکانات توقف کنم؟

خب، اول از همه، فقط به خاطر اینکه راه دیگری بررسی می کنم به این معنا نیست که من سمت چپ بزرگراه عشق. در واقع، چه می شود اگر من بر روی آن حتی در تمام!

چه می شود اگر حتی من فکر می کنم من در بزرگراه عشق بوده است در تمام این مدت، تنها در جاده طرف من واقعا؟ اگر من در جاده حتی؟ اگر من در محافل بوده ام؟

بنابراین، اگر چه من می خواهم برای ادامه این مسیر انحرافی را طی یک امکان جدید به اصطلاح؟ سپس چه؟ اگر مسیر انحرافی را طی منجر به یک بزرگراه بزرگتر؟ اگر من در بزرگراه از جایی که همیشه بوده است و چیزی که من همیشه انجام شده، و مسیر انحرافی را طی خواهد کرد که منجر به این گردد که به من در بزرگراه از عشق با صدا غذا خوردن بوده است

خوب، چگونه این شرح شغل: ماجراجو

بسیاری از زنان و مردان هیجان، زندگی واقعی را به خارج وجود دارد ایندیانا جونز - پیدا کردن تمدن های از دست رفته، حل معماهای کهن، که منجر تیم از طریق جنگل های جهان.

هرکس های مختلف برای تحمل ریسک و ایده متفاوت از آنچه در گلدان طلا در پایان از تلاش و تحقیق، و برخی از ما زلزله حتی فکر پله پا به ناشناخته ها است.

بسیاری از ما در حال سفر در بالا و پایین یک بن بست رسیده شستن "عشق" در وسط چیزی که ما فقط می دانم به عنوان "آشنایی ما تماس بگیرید."

گاهی اوقات ما سواری میکنیم در souped تا وسایل نقلیه همه زمین، و گاهی اوقات ما در طول آن دست و پا رفتن، اما ما به ندرت بیش از آن پرواز می کند، و در واقع، با چشم خود ما، که آن بن بست همراه است.

بنابراین، چه می شود اگر بزرگراه از عشق، واقعا فوق العاده بزرگراه منجر به ... چه کسی می داند که در آن؟
و چه می شود اگر واقعا که سخت به حرکت کردن نیست؟ اگر تنها مشکل آن است که این فقط یک شستشوی بن بست نیست؟ اگر تنها چیزی که در مورد آن سخت است آن را "آشنا" نیست؟
بنابراین روانی به من برکت دهد. برای دادن سرنخ به من چه، به من یک سرنخ به ترس من نیست. شاید 405 تمام شده است وجود دارد.

حالا من باید برای مقابله با خودم. اگر من ترس از detours، چگونه خواهد بود بزرگراه از عشق است. من دسته که من در آن هستم؟ آیا من کشته شده اند. پایان؟ آیا قسم می خورم detours؟ آیا قسم می خورم امکانات؟ "آشنا" بیش از "بهتر" را انتخاب می کنم؟

"با خیال راحت گیر" بیش از "ترسناک چیزی که من واقعا می خواهید" را انتخاب می کنم؟

آیا من را در نگرانی و شک و ترس باقی بماند و خانه ام را ترک کنید، و یا من خارج و در مورد با رها کردن؟ آیا من چشمانم را باز نگه دارید برای خطر، و یا خواهد شد که امکانات اجازه می دهد؟
انتخاب مال من است. انتخاب با شما است.

سعی کنید این راه را انتخاب:

هنگامی که شما به خودتان گیر، و یا ترس، از خود بپرسید چه در جاده هستید.

شما نمیتوانید پاسخ - من عاشق هستم! من نمی توانستم خوشحال! یا من سالم و خوب، من نیاز به یک رابطه نیست، من نیاز به شخص دیگری نیست مرا دوست داشته، من خودم را دوست دارم فقط مقدار زیادی است. یا وقت برای این همه نیست. من مشغول است، من قالب کردن جاده من فقط خوب است، و Rori، چه چیزی شما را در مورد آن را می دانم به هر حال؟

خوب، پس شما می دانید چه چیزی است. انتخاب شما را ساخته ام، و این احساس خوبی است، و در اینجا شما، و حق با تو - شما به من نیاز ندارد.

و اگر پاسخ شما من خسته از همان قدیمی همان قدیمی است. خسته ام از اتومبیل souped و اجرا می شود خشک و محافل، و سپس، شاید، شما باید چیزی برای از دست دادن، و همه چیز را برای به دست آوردن با انتخاب گزینه "بهتر" و "ترسناک چیزی که من واقعا می خواهید" به جای "امن" و "آشنا شده اید."

بنابراین، بر روی کلاه جدید خود را قرار داده است. یکی از علامت "ماجراجو!

تصور کنید که احساسات خود، غرایز خود را، ریتم قلب شما را، زیبایی ها، اسب قدرتمند شما می توانید در سراسر چشم انداز زندگی خود را سوار. اسب خود می داند، پاک و روشن، به جایی که می خواهید بروید. و اگر شما همیشه باید هدایت آن اشتباه، آن را می داند.

در حال حاضر، نشستن اسب خود را بلند و افتخار است. در مورد شما به تمام جهان شما را از ترس می لرزند، هیجان از هیجان، تنفس سخت از پیش بینی، تنش از گره در گلو و روشن و خاموش شدن خود را از امید در چشمان تو.

شما اجازه رفتن هستند. اسب از احساسات خود، غرایز خود را، اتصال خود را به زندگی، قلب خود را احساس چابک. شما در مورد اسب خود را اجرا آزاد هستید.

تصور کنید که انجام آن است. تصور کنید که تحمل ترس، هیجان، تنفس سنگین، تنش، روشن و خاموش شدن است. تصور کنید که سوار بر اسب در جایی جدید و احساس همه چیز رو احساس کنی.

ایمان داشته باش که در هر زمان که می خواهید، شما می توانید به توقف است. بله، شما می توانید متوقف شود. شما می توانید می گویند نه، به عقب بازگردیم، رفتن به جلو، استراحت است. شما می توانید. شما می توانید بدون هنگامی که آن را احساس نمی کند راست می گویند، و به شما بله می توان گفت هنگامی که آن را احساس می کند حق است.

گاهی اوقات می توان آن را احساس حق است، اما آن را فقط کمی (خوب، بسیاری) ترسناک. اجازه ندهید که شما را متوقف!

ترس احساس می کند راه های مختلف زمانی که شما خارج وجود دارد سوار بر اسب از آن زمانی که شما هنوز سهام گیر کرده است. ترس از چیزهای بسیاری است، و چهره های بسیاری از آن را می پوشد، و ما برای ساخت تمام انواع دفاع در بالای آن وانمود کنی که وجود ندارد یا پنهان کردن آن را، و یا مبارزه با آن است.

اگر شما باور نمی ماجراجویان ترس رو احساس میکنی، تو نشسته در بن بست امن بیش از حد طولانی است. ترس بخشی از بزرگراه عشق است. بیاورید مال شما همراه با شما برای سوار شدن. به زودی، آن را خسته و پیر و شما بیش از حد شلوغ لذت داشتن حتی توجه نکردین اگر آن وجود دارد یا نه.

بنابراین، پوشیدن کلاه ماجراجوی خود را (بله، شما باید یکی!)، در طول تمام چمدان خود را، و تصور نشاط داشتن آنچه شما می خواهید.

سپس، بوسه اسب خود، و اجازه دهید آن را به شما جایی جدید - بزرگراه عشق.

عشق، Rori و به شما اجازه می دهد برای به اشتراک گذاشتن تجربه من با شما تری.

پست های مرتبط

پاسخ

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد. کادرهای لازم عبارتند از علامت *

*

اگر شما انسانی، اشیاء تعداد دفعات مشاهده:
فعال این تصویر لطفا
می بینم:
- +
- +
- +
زره پوش CAPTCHA ( دژ محکم امنیتی )

مترجم